بایگانی‌های ماهانه: سپتامبر 2009

37- مرارت های سوراخی

این سوراخ های تنگ هم مکافاتی داره هــــا !

Advertisements

36- ویدیو خاطره

میگم این هایی که از سـ . کــ . س شون فیلم می گیرند بفرستند برای امروزی های بی بی سی تا خاطره شون جهانی بشه نظرتون چیه؟

تازه معروف هم می شوند:)

35- هـشـدار

بدانید و آگاه باشید که به زودی به گــ.ــا می رویم،  پس توشه سفر خود را ببندید.

مخابرات به گــ.ـا رفت!

34- رافت اسلامی

بالاخره وقتی که درگیری پیش میاد باید یک سری را گرفت کرد.

33- سرکوب

دولت در سرکوب هیچ نقشی ندارد!

چشم گزارشگر کور شد.

32- ترک جلسه

ا.ن : این هایی که گذاشتند رفتند فکر نکنید برای اعتراض به سخنرانی من رفتند، آن ها رفتند دستشویی فیلمش هم موجود است.

31- صندلی های خالی

ا.ن : همه صندلی های سازمان ملل زمان سخنرانی من پر بود طوری که عده ای ایستاده بودن شما ندیدید این استکبار تصاویر زمان سخنرانی اوباما را نشان داد ، اسنادش هم پیش رحیم مشائی هست.

30- اطلاعیه 1

بدلیل سفر ا.ن به نیویورک امکان دارد این مکان انی شود البته سیستم تهویه قبلا چک شده وجای هیچگونه نگرانی نیست و اطمینان می دهم رنگ اینجا قهوه ای نشود پس با خیال راحت رفت و آمد کنید مثل همیشه.

با تشکر

Mimimal

29- سمج

تا حالا شده از کسی که خوشت نمیاد بیاد پیشت یک ریز وِر بزنه
الان من همین حالت رو دارم 😦
اون حرف میزنه و من هم تایپ میکنم.

28- خیرات

میگم خوابِ دایی و عموتُ دیدم (هر دو مردن)
میگه خیرات می خوان، شب جمعه خیرات بده.

آخه عزیزی که مردی! چرا به خواب من میایی که به این چیزها اعتقاد ندارم هان؟

27- سبز خواهیم ماند

همه چیز دیروز زیبا و قشنگ بود خصوصا شعارها، که مطمعا هستم لرزه بر اندام کودتاچیان انداخت.
ممنونم از همه کسانی که شرکت کردن خصوصا شهرستانی ها.

26- Question 1

جوانی یعنی چه؟
جوانی کردن یعنی چی؟

25- حادثه

– تصادف کردی؟
+ نه، تصادف منو کرده.

24- روز قدس

دختر: اگر منو بگیرن بهم تجاوز کنند بازم دوستم داری؟
پسر: بیشتر از پیش دوستت خواهم داشت.

23- جوهود خون دید

در حالی که از ترس رنگش پریده بود

– رگم زدم

+ جوان ناکام به گـ.ـا رفت